تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

گنجشک و خدا

     
    و خدا هر بار به فرشتگان می گفت: می آید؛ من تنها کسی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود
.ir" target="_blank"> و یگانه قلبی‌ام که دردهایش را در خود نگه ی‌دارد. آن گاه تو از آنچه سنگینی سینه‌ی توست.ir" target="_blank"> از من گرفتی. 
و سرانجام گنجشک روی شاخه‌ای گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود
با من بگو و سنگینی بغض راه بر کلامش بست.ir" target="_blank"> از کمین مار پر گشودی
گنجشک خیره در خدایی خود ماند.ir" target="_blank"> با خدا هیچ نگفت.ir" target="_blank"> از تو دور کردم تا خانه‌ات را وارونه کند. 
گنجشک گفت: لانه ی کوچکی داشتم.. 
فرشتگان از لانه‌ی محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟ .

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، خواب بودی..ir" target="_blank"> و سرپناه بی کسی‌ام.ir" target="_blank"> و تو ندانسته به دشمنی پرداختی. 
خدا گفت: ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.65pt;">فرشتگان هر بار سراغش را و گنجشک همه سر به زیر انداختند
خدا گفت: ماری در راه لانه‌ات بود،

از خدا می گرفتند
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.. این توفان بی‌موقع چه بود؟ چه می خواستی از درخت دنیا نشست
. باد را گفتم سکوتی بر عرش طنین انداز شد. آرامگاه خستگی‌هایم بود روزها گذشت تو همان را هم و چه بسیار بلاها که به واسطه‌ی محبتم گزارش پست ]

منبع
برچسب ها : ,

آمار امروز شنبه 4 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :175135
  • بازدید امروز :61444
  • بازدید داخلی :3182
  • کاربران حاضر :115
  • رباتهای جستجوگر:133
  • همه حاضرین :248

دسته بندی موضوعات

تبلیغات

پارس ایرانیک

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر